شاودالان(شب صاحبدلان)
 
قالب وبلاگ

دالاهو واژه‌ای با ریشه کردی می‌باشد که به از ترکیب «دال» و «آهو» تشکیل شده است. دال به معنای عقاب و آهو نیز با زبان پارسی ریشه مشترک دارد، همچنین به تعابیر دیگر دالاهو به معنای لانه عقاب نیز آمده است. دالاهو منطقه‌‌ای جنگلی-کوهستانی (از نوع جنگل‌های زاگرسی) می‌باشد که در نزدیکی شهرستان کرند غرب (استان کرمانشاه) واقع شده است.

شهرستان دالاهو یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه است. شهر کرند مرکز شهرستان دالاهو در 99 کیلومتری کرمانشاه قرار دارد. این شهر به دلیل وجود جاذبه‌های طبیعی فراوان و آب و هوای مطلوب در فصول گرم سال پذیرای گردشگران بسیاری می‌باشد. علاوه بر طبیعت بکر، این شهر دارای جاذبه‌های فرهنگی از جمله اماکن زیارتی «پیر موسی» و «بنیامین»، روستای سرخه دیزه، تنگه پاتاق، مقبره بابایادگار و ... می‌باشد

رشته کوه دالاهو در غرب ایران ودراستان کرمانشاه مابین شهرستان های دالاهو، اسلام آباد، سرپل ذهاب و اورامانات و جوانرود قرارگرفته است.

ازکوه های بلند این رشته کوه میتوان به کوه نسار با2223 متر ارتفاع در کرندغرب، کوه شوا با 2300 متر ارتفاع در کرندغرب، کوه قلعه قاضی در منطقه گهواره با2200 متر ارتفاع وکوه نوا (کوه نور) به ارتفاع 2450 متر در کرند غرب و کوه دالاهو با حدود 2800 متر ارتفاع در حدفاصل کرند ومنطقه جوانرود اشاره کرد.

آب وهوای این رشته کوه در زمستانها سرد وپربرف است وگاهی ارتفاع برف در دالاهو به بیش از 6 متر میرسد، میزان بارندگی دراین رشته کوه بین 600 تا900 میلمتر درنوسان است و همین بارندگی خوب سبب ایجاد رودخانه دایمی وپرآب الوند و تعدادی از سرشاخه های رودخانه های زمکان وسیروان در منطقه پاوه است.

منطقه دالاهو با داشتن مناطق گردشگري و تفريحي چون سراب كرند، سراب شالان يا ريجاب و در زبان محلي ريژاو و سرابهاي ديگري ازجمله سراب قلعه زنجير و سراب رشمينه، و جود آبشار زيباي ژالگه در كنار جنگلهاي زيبا و بكر بلوط و آثار تاريخي و فرهنگي مهمي چون مجموعه قلعه يزد گرد، مقبره ابودجانه و مسجد عبدالله ابن عمر لقب نگين غرب كشور را به درستي ازآن خود كرده است.

در اين منطقه زيبا وجود روستاهاي شالان، با آب و هوايي دلپذير در فصل بهار و و جود رودخانه الوند در داخل روستا در كنار ساير روستاهاي اين منطقه ازجمله روستاي حرير و سرخه ديزه پتانسيل بالايي براي تبديل شدن به منطق گردشگري دارند و ايجاد امكانات مناسب و درخور در كنار اطلاع رساني درست به اين امر كمك شاياني مي كند. (برگرفته از سایت kermanshah.irna.ir)

و اما گزارش برنامه:

در روز جمعه هشتم اردیبهشت به همراه تنی چند از دوستان و همکاران به سرپرستی آقای الماسی فرد و به قصد صعود به ارتفاعات دالاهو و بازدید از مناطق بکر این منطقه همراه و همقدم شدیم. قابل ذکر است که این برنامه هفته قبل تدارک دیده شده بود که با تاسف به دلیل هجوم ریزگردها و مساعد نبودن شرایط برنامه کنسل و به این هفته موکول شد.عکس زیر بیانگر هوای موصوف در صبح روزیست که برنامه کنسل شد.

ریزگردها

صبح روز برنامه کنسل شده

به هر حال در روز جمعه راس ساعت 5و45دقیقه صبح با یک دستگاه مینی بوس از کرمانشاه به سمت شهرستان کرند غرب عازم شدیم و در بین راه هم به دلیل اتمام سوخت حدود یک ساعت توقف داشتیم(اینم از کرامات نگفتنی است...) پس از عبور از شهرستانهای اسلام آباد غرب و کرنـــــد غرب در ساعت 7و15 دقیقه به همراه سایر همنوردان قبل از رسیدن به روستای سرخه دیزه ازتوابع کرند از خودرو پیاده شده و رو به ارتفاعات جنوبی جاده شروع به حرکت نمودیم.

به دلیل شیب بسیار بالا و انبوه درختان (عموما بلوط) حرکت با تمانینه خاصی صورت میگرفت برای عبور از این ارتفاع و اشراف به دشت پشت سر میبایست از مسیری صخره ای عبور کرد که نیاز به دست به سنگهای متعدد و تقریبا سخت دارد که با توجه به وجود پوشش گیاهی متراکم این منطقه و تعداد تقریبا بالای افراد گروه کمی کار به کندی صورت پذیرفت. و در انتها پس گذر از معبر های تنگ و چنگ انداختن به دستگیره های جانانه و عبور از مسیرهای صخره ای گاها" پرهیجان در ساعت9و15دقیقه  به خط الراس رسیدیم شایان ذکر است آواز پرندگان و عطر گلها و گیاهان بهاری درهرقدم ازین مسیر همراه وهمگاممان بود.

شیب پشت سر

دوستان در اوج

در انتهای خط الراس

نمائی از بالای خط الراس (جاده پیداست)

طبیعت زیبا و بهشت گونه ی بهاری این منطقه قابل وصف به وسیله قلم و تصویر بیجان نیست.تا از نزدیک لمس نشود و آن رایحه ی مست کننده  با هر نفس در عمق وجود آدمی جریان نیابد درک شدنی نیست این جادوی جوانی طبیعت.

درختانی تناور با شاخساری کسترده رو به آسمان درین ارتفاع زیبایی خاصی داشت

درختی تناور بر صخره

دستانی رو به آسمان

حجم سبز

حجم سبز

دراینجا و در زیر پرتو درخشان صبحگاهی تصمیم به صرف صبحانه گرفتیم و پس از صرف نیم ساعت وقت و صبحانه ای الوان که به همت همنوردان فراهم گردیده بود در ساعت 10و15 دقیقه به دشت زیبا وسبز این منطقه سرازیر شده و راهی سراب اسکندر که از سرچشمه های اصلی آبهای خروشان ریژاب است گردیدیم .

مخمل سبز

مخمل سبز

پوشش گیاهی این منطقه شامل گونه های مختلف درختان جنگلی و گیاهان فصلی ازجمله ریواس (همنوردان دلی از عزا درآوردن بخور و ببر...) و آلاله های زیبا (لاله های واژگون) و تصویر برداری و بازدید از این منطقه بکر حرکت گروه را به غایت کند کرده بود. و در نهایت در ساعت 11و 20دقیقه به فرش سبز مخملی دشت دالاهو رسیدیم.

چهل چراغهای طبیعت

چهل چراغهای طبیعت

ریواس

ریواس

چه میتوان گفت؟

این قسمت از مسیر راهپیمایی طولانی و کم شیبی دارد که در انتها به دره ی زیبا ی شالان که پوشیده از جنگلهای کوهستانی (عموما بلوط) است منتهی میگردد.

کم کم سرو کله ی گله های متعدداحشام مربوط به عشایر منطقه پیدا میشود . (درینجا بود که شاهد تولد بزغاله ای زیبا بودیم) پس از عبور از رودخانه ی فصلی این منطقه به ابتدای باغات منطقه ی زیبای ریژاب میرسیم .

دامنی الوان

در اینجای مسیر به دلیل وجود متراکم درختان (عموما گردو و انجیر) که سایه ها را گسترده تر و عبور از کنار رودخانه فصلی که هوا را لطیفتر میکند پیمایش مسیر  لذتی دو چندان دارد.

چشمه ساران

سراب اسکندر

صدای خروشان آب نسیم روحبخش بهاری و آواز پرندگان مست و نغمه خوان خود بهشتی وصف ناشدنیست که در غالب کلمات و ثبت تصاویر نیاید.

پس از عبور از پیچ و خم های باغات گردو و انجیر این منطقه در ساعت 14و 20 دقیقه  به سراب اسکندر که یکی از سرچشمه های اصلی آبریزگاه ریژاب و رودخانه الوند است میرسیم.

گروه که در نهایت خستگی گام بر میداشتند  با مشاهده این چشمه های خروشان به شور و شعف زایدالوصفی رسیده و هریک به فراهم آوردن هیمه ای جهت تهیه ی ناهار نیمروزی مشغول شدند .(جای دوستان خالی که کباب اساسی برپا شد و در کنار آب گوارای این چشمه نوش جان گردید) در زیر شاخسار پرسخاوت درختان این منطقه بساط ناهار را گسترانده و هریک در عین همدلی ضمن شنیدن هم آوائی باد و درختان و پرندگان و جویبار لختی را به آسایش و تمدد قوا گذراندند. نوشیدن چند پیاله چای هیزمی و بانگ رحیل از سوی سرپرست محترم برنامه و در نهایت در ساعت 16 علیرغم میل باطنی تصمیم به مراجعت به روستای شالان گرفته شد( که وعده گاه ما با وسیله ی نقلیه بود)

بماند که چه مناظر بدیع و چشم نوازی از بازی سایه ها و نورها در بین شاخسار درختان و چه هم نوایی گوش نواز از همراهی جویبار و سنگها در بین راه بود که زبان قاصر از تصویر سازی این شگفتی هاست.

 

در سمت چپ رودخانه دیواره ای صخره ای نمایان بود که برخی از دوستان سنگ نوردمان را به هوس انداخته بود و در ذهن برنامه ریزی میکردند برای کار فنی بر روی این دیواره ها.

پس از عبور از بین درختان از دور بنایی تاریخی مسجد نمایان گردید مسجد عبدالله ابن عمر در محل روستايي قديمي و متروك در انتهاي دره زيباي شالان قرار دارد اين مسجد كه از معدود مساجد تك مناره جهان است احتمالا از نخستين مساجد ساخته شده در ايران همزمان با فتوحات اوليه مسلمانان صدر اسلام است.

مسجد عبداله عمر

مسجد عبداله ابن عمر

دسترسي به مسجد از طريق كوچه باغهاي زيباي بالا دست روستاي شالان و حركت در امتداد مسير سرچشمه رودخانه الوند در كنار سراب شالان امكان پذير است. پس از بازدید و تصویر برداری راهی شدیم

 آبهای خروشان

رودخانه آواز خوان

تنها نکته ناراحت کننده این مسیررشد سرسام آور حوضچه های پرورش ماهی بر روی این رودخانه زیبا بود که علاوه بر اینکه فضا را از حالت آن ییلاق قدیمی به در آورده بود منظره ی ناخوشایندی بود از بتن و آهن و سودجویی های شخصی.(هرچند که اشتغال و رونق هم برای منطقه پدید آورده است)

پس از گذر از پیچ و خمهای انتهای مسیر در نهایت در ساعت 5 و 50 دقیقه عصر پس از یک روز هم راهی با طبیعت وثبت خاطراتی خوش به انتهای برنامه رسیدیم و راهی کرمانشاه گردیدیم.

 گزارشی بود از منطقه زیبای دالاهو امیدوارم که دوستان بپسندند و بیشتر از آن امیددارم که انگیزه ای باشد برای بازدید خوانندگان این گزارش از این منطقه دیدنی که به راستی گوشه ای از بهشت است در غرب ایران زمین.

پ ن :

 (( این برنامه و تمام زیباییهایش تقدیم میگردد به دوست و همنورد گرامیم فرشاد عزیزکه باتشویقهاوهمنفسی هایش یاری گرومشوقم دربرنامه های کوهپیمائی بوده))


برچسب‌ها: دالاهو
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:35 ] [ حسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره شاودالان

عکس: جاده
××××
شاودالان (شب صاحب دلان) نام یکی از قلل رشته کوه پراو است در شمال شهر من کرمانشاه
ورود به شاودالان کفشهای مکاشفه من بود در من
آغازین روزهای یافتن آنی که در من بود و اما نهان
××××
به تو نگاه میکنم که درهربامدادان رخ در رخ آفتاب روزت را می آغازی و شامگاه دل دیدار غروبش را نداری .ازین روست که همیشه به مشرق مینگری و پشت به مغرب داری.تو از شب گریزانی .بیزاری.

به من بگو چرا نامت با شب شروع میشود؟ شاودالان.شب صاحب دلان

چه شباهتیست در این آغاز با آغازی که هر روزه داری؟ بیصبرانه سرک میکشی از شامگاهان تیره تا با شفق برای دیداردوباره نور.

آه که چه تن فرسودی و هرگز نیاسودی ،در شلاق سرمای تن سوز زمستانان ایستادی و منتظر ماندی تا هر روزه تکرار کنی دیدار نور را

ازین روست که سیر سلوک کردی وشب را به نور سپردی .شب را با دل خلوت کردی .با دل در فراق نور گفتی و گفتی تا شدی
شب صاحب دلان............
امکانات وب